اهميت خلاقيت و روشهاي عملي پرورش آن (٢)-دروني کردن ارزشها

در ادامه بحث مربوط به خلاقيت ، به روشهاي عملي پرورش خلاقيت در مرحله ابتدايي مي پردزايم و نظريات دانشمندان معروف را در مورد عوامل موثر بر آن توضيح مي دهيم . ما در اينجا روش " بارش مغزي " يا " طوفان مغزي " و روش بديعه پردازي گاردون را توضيح مي دهيم.



  روشهاي عملي پرورش خلاقيت
روشهاي عملي پرورش خلاقيت عبارتند از :

1-داستانگويي و قصه نويسي : از کودکان بخواهيد که داستان ، شرح حال يا انشاء بنويسند.

2-شرح حال نويسي و انشاء نويسي .

3-امور هنري از قبيل نقاشي : براي مثال ، کودک مي تواند نقاشي آزاد بکشد و تخيلاتش را روي کاغذ بياورد .

4-بيان شرح حال و زندگي بزرگان : براي مثال ، ما مي توانيم طي فيلمي، نحوه خلاقيت افراد و مشکلات آنها را به نمايش در آوريم .

5-استفاده از روشهاي تدريس متنوع : در تدريس موارد مختلف ، هيچ گاه نبايد از روش و الگوي واحدي استفاده نمود ، افکار قالبي را در کودکان ايجاد نکنيد و پرسش و پاسخها بايد در کلاس درس ، آزاد باشند ، نه قالبي و محدود .

6-ايجاد فرصت براي يادگيري اکتشافي : به کودکان اجازه دهيد که اطلاعات معلم را به طور شخصي کشف نمايد .

7-تشويق دستاوردهاي خلاق کودکان : در صورت نشان دادن کاردستي، داستان و خلاقيت ، حتماً کودک را تشويق نماييد و اجازه انتقاد سازنده و فرصت رد نظريات علمي را به او بدهيد . در زمينه پرورش خلاقيت ، مي توان گفت : معلم خوب کسي است که به دانش آموزان فرصت رد نظريات و قوانين علمي پذيرفته شده را بدهد .
 



  عوامل خلاقيت
در بحث خلاقيت ، سه عامل مهم مطرح است که عبارتند از :

1-معلم : معلم بايد به رشته خود مسلط باشد ، عشق به معلمي و علاقه به رشته تحصيلي نيز در اين زمينه بسيار مهم مي باشد .

2-دانش آموز : توانايي ، علائق و سبک يادگيري دانش آموز ، بسيار اساسي است . بايد به دانش آموز آموخت که به سبک يادگيري مختص به خود آگاه باشد.

3-برنامه درسي : برنامه درسي و ساختار رشته نيز مهم هستند . منظور از ساختار رشته ، اين است که به افراد نشان بدهيم ، آن رشته انسجام خاصي دارد ، محتواي رشته و روش شناسي رشته را ارائه بدهيم ، از دانش آموزان بخواهيم که خلاء موجود در رشته را کشف کرده و از اين طريق، تخيل آنها را بر انگيزيم .
 



  روشهاي پرورش خلاقيت

روشهاي پرورش خلاقيت ، روش بارش مغزي و روش بديعه پردازي هستند.
با توجه به محدوديت زماني در آموزش و پرورش ايران ، مسأله مهم اين است که معلم بايد چه زمينه هايي را به منظور پرورش خلاقيت کودک فراهم نمايد ؟

در سيستم آموزشي ، بايد دست معلم به اندازه کافي باز گذاشته شود، ساختار نظام آموزشي نبايد معلم را محدود به ارائه درس نمايد ، بايد امکانات مناسبي به منظور پرورش خلاقيتهاي کودکان ارايه داده شود و معلم اجازه مانور داشته باشد تا به منظور پرورش خلاقيت ، از حداقل زمان ، حداکثر استفاده را ببرد . در اين زمينه ، فعاليتهاي فوق برنامه از اهميت بسزايي برخوردار مي باشند .

عوامل مذکور ( معلم ، دانش آموز و برنام درسي ) بايد با يکديگر ارتباط داشته باشند ؛ چون تعامل بين آنها موجب خلاقيت کودکان مي شود.

روش " بارش مغزي " ، يعني اينکه معلم سوالي را مطرح مي کند و به دانش آموزان اجازه مي دهد تا کليه نظراتي را که به ذهنشان مي آيد ، بيان کنند ( خوب يا بد ) . نظرات آنها به هيچ وجه مورد ارزيابي قرار نمي گيرد . در نهايت ، پاسخهاي آنها که روي برگه A4 نوشته شده ، جمع آوري مي گردد، معلم با مقايسه تمام راه حلها ، بهترين پاسخ را بر مي گزينند و از اين طريق، ذهن به سمت سيال شدن سوق داده مي شود .

روش " بديعه پردازي " ، بيشتر در دوره ابتدايي به کار مي رود و منظور از آن، برقراري ارتباط و پيوند بين امور به ظاهر نامربوط مي باشد .
 



  روشهاي مورد کاربرد در بديعه پردازي عبارتند از :

1-روش قياسي شخصي : معلم دانش آموز را ترغيب مي کند تا خود را به جاي چيزي بگذارد که هيچ ارتباطي به او ندارد و خود را توصيف نمايد . به طور مثال، يک شيميدان مي تواند ، خود را به جاي مولکولهاي اتم بگذارد.

2-روش قياس مستقيم : معلم از دانش آموز مي خواهد که دو امر کاملاً نامربوط را با يکديگر مقايسه نمايد . براي مثال ، از کودک مي پرسد که پوست بچه گربه نرم تر است يا يک زمزمه ؟ در واقع ، اين سوال به اين معناست که آن دو مسأله چقدر با هم متفاوتند .

3-تعارض متراکم : در اينجا يک پديده يا امر واحدي را با دو واژه کاملاً متعارض، مانند دوست – دشمن ، زندگي بخش – کشنده .توصيف مي کنيم .

در اينجا مي توان از دو موضوع که به هم نمي خورند و شايد خنده دار نيز باشند ، استفاده نمود . مي توان يک امر واحد را در دو چارچوب فکري کاملاً متفاوت قرار داد . هر چه تفکيک اين دو مسأله از هم جذابتر باشند ، موجب انعطاف پذيري ذهني بيشتر ، تعميق مفاهيم و درک پديده ها در دانش آموز مي گردند .
 



  دروني کردن ارزشها

در ادامه بحث ابعاد آموزش دوره ابتدايي ، به دروني کردن ارزشها در دوره دبستان مي پردازيم . اگر ارزشها دروني شده بودند ، ما شاهد بد رفتاري کودکان نسبت به ديگران نبوديم . در آموزش ابتدايي ، مي توان به اين مسأله تأکيد بسزايي داشت ، هر چند که اين عمل در مقاطع بعدي ، با عمق بيشتري ادامه پيدا مي کند .

ارزشها ، موارد خواستني و مطلوبي هستند . به همين دليل ، مبناي رفتار و عملکرد انسانها قرار مي گيرند . نظريات مختلفي در مورد منشأ ارزشها وجود دارد . برخي از افراد ، ارزشها را فطري مي دانند و نقش آموزش تنها بروز خصلت ها مي باشد ، برخي ديگر ، ارزشها را برخاسته از شرايط و موقعيت ها مي دانند . در نظريه اجتماعي ، ارزشها حاصل يادگيري اجتماعي هستند.
 



  انواع ارزشها عبارتند از :

1-ارزشهاي ذهني : ارزشهايي که در نظر يکي با ارزش هستند ، ولي براي ديگري ارزش محسوب نمي شود .

2-ارزشهاي عيني : مستقل از ذهن ما بوده و در عالم واقعي و عيني هستند . بنابراين ، در همه جا ارزش محسوب مي شوند .

3-ارزشهاي رابطه اي : اين ارزشها ، معطوف به رابطه بين ذهن درک کنند. ارزش و شيئ ارزشمند هستند. به عبارت ديگر ، ارزشهاي رابطه اي، توانمندي ذهني افراد در درک ارزش اشياء ارزشمند مي باشد.

4-ارزشهاي مشروط : اين ارزش ها آسايش شخصي و خاطرات هستند.

5-ارزشهاي مطلق : ارزشهايي هستند که پايه و اساس فرهنگ و تمدن يک جامعه را تشکيل مي دهند ، مثل ارزش ايثار ، حقيقت جويي و علم !
 



  روشهاي عملي دروني کردن ارزشها در مقطع ابتدايي ، عبارتند از :

1-روش اسوه اي يا عملي : رفتار معلم يا والدين ، بايد نشاندهنده ارزشها در آنها باشد . آنها مي توانند حامل ارزشهايي باشند که تبليغ مي کنند .

2-روشهاي مستقيم : در اين روش ، ما به طور مستقيم ارزشها را بيان مي کنيم ، براي مثال ، صداقت و حفظ امانت ارزش هستند .

3-روش غير مستقيم : در اين روش ، ما ارزشها را در قالب قصه ، شعر، داستان و نمايش به کودکان آموزش مي دهيم .

تحليل گران و فلاسفه معتقدند که به علت اينکه کودکان دوره ابتدايي ، قادر به درک ارزشها به صورت اصول انتزاعي نيستند ، بهتر است که ارزشها در اين دوره ، به صورت غير مستقيم آموزش داده شوند .
 

4-روش پيشگيري : از ابتدا بايد سعي کرد که ضد ارزشهايي مثل دروغگويي، در کودکان عادت نشود . ما بايد قبل از تثبيت عادات ضد ارزشي در رفتار فرد ، مانع آنها شويم .

ارزشهاي عمومي را مي توان در دوره دبستان دروني کرد . در دوره دبستان، ارزشهاي عمومي بايد به زباني ساده و قابل فهم براي کودک ، بيان و دروني شوند ، نه اينکه تحميل شده باشند دانش آموز بايد آزاد باشد تا رفتارش را مبتني بر ارزشها نمايد .

ارزشها آنقدر والا هستند که دليلي براي تحميل آنها وجود ندارد . والدين در بيان نيز بايد به صورت جدي ، از تحميل بهترين ارزش خودداري کنند و به دانش آموزان حق انتخاب بدهند . قرار دادن کودک در معرض تجارب مفيد و مناسب ، سازماندهي درست تجارب و قرار دادن دانش آموزان در وضعيت مطلوب ، از جمله عوامل موثر در انتقال ارزشهايي هستند که مورد علاقه کودک نمي باشد .

5- روش تفهيم و تحليل به جاي امتناع : بايد به کودک اجازه داد تا با استفاده از تحليل ارزشها و کشف روابط ، به آنها پي برده و آنها را درک کند.