زنگ تفریح

زنگ تفریح

مردی به یك مغازه فروش حیوانات رفت و درخواست یك طوطی كرد. صاحب فروشگاه به سه طوطی خوش چهره اشاره كرد و گفت: «طوطی سمت چپ ۵۰۰ دلار است.»

مشتری: «چرا این طوطی اینقدر گران است؟»

صاحب فروشگاه: «این طوطی توانایی انجام تحقیقات علمی و فنی را دارد.»

مشتری: «قیمت طوطی وسطی چقدر است؟‌

صاحب فروشگاه: طوطی وسطی ۱۰۰۰ دلار است. برای اینكه این طوطی توانایی نوشتن مقاله ای كه در هر مسابقه ای پیروز شود را دارد.»

و سرانجام مشتری از طوطی سوم پرسید و صاحب فروشگاه گفت: «‌ ۴۰۰۰ دلار.»

مشتری: «این طوطی چه كاری می تواند انجام دهد؟»

صاحب فروشگاه جواب داد:‌ «صادقانه بگویم من چیز خاصی از این طوطی ندیدم ولی دو طوطی دیگر او را مدیر صدا می زنند

زندگی پس از مرگ

ادامه نوشته

اشتباه موردی

ادامه نوشته

درسی زیبا از ادیسون

ادامه نوشته

گفت وگو با خدا

ادامه نوشته

کودکی که آماده تولد بود

ادامه نوشته

چرا حلقه ازدواج باید در انگشت چهارم قرار بگیرد؟

ادامه نوشته

پیدا کردن  گمشده در نماز

ادامه نوشته

بهرام گور

ادامه نوشته

عجایب بارگاه خسروپرویز

ادامه نوشته

امروزه ثابت شده كه كلمات منفي نيروي منفي به سمت شخص مي فرستند

ادامه نوشته

یاد داشتی از طرف خدا

اگر در زندگی وضعیتی برایت پیش آید .....

ادامه نوشته

سه ضربه

مريدي از استادش پرسيد: چطور مي توانم در زندگيم بهترين شيوه ...

 

ادامه نوشته

ماه یا خورشید

روزی شخصی از ملا نصرالدین پرسید: ماه بهتر است یا خورشید!؟
ملا گفت: ای نادان این چه سوالی است که از من می پرسی؟ خوب معلوم است، خورشید روزها بیرون می آید که هوا روشن است و نیازی به وجودش نیست! ولی ماه شبهای تاریک را ورشن می کند، به همین جهت نفعش خیلی بیشتر از ضررش است!

دست نوازش

ادامه نوشته