تجربیات یک معلم

عوامل موثر در پیشرفت ریاضی

 ـ روابط معلم و دانش آموز:

آموزش بدون ايجاد رابطه معنايي نخواهد داشت. اولين هدف معلم بايد برقرار کردن رابطه اي دوستانه و حمايت کننده با دانش آموزان باشد. بايد به ياد داشت که هرگونه برخورد با دانش آموزان در تقويت با تضعيف تصور آنه نسبت به معلم موثر است. بنابراين تلاش                                                       


براي رابطه مثبت با   دانش آموز بايد همه اوقات معلم و دانش آموزان را در بر بگيرد.


اجتناب از تنبيه شديد مکرر: معلماني که مايلند رابطه خوبي با دانش آموزان داشته باشند براي آموزش رفتار مناسب نبايد بر تنبيه متکي باشند. اغلب تنبيه ها با هدفي فراتر از خجالت دادن و ناراحت کردن دانش آموزان در نظر گرفته مي شوند. برخي از معلمان که خود مايل به تنبيه دانش آموزان نيستند. از والدين کودک کي خواهند تا آنها را به دليل رفتار نامناسب در مدرسه، تنبيه کنند که در نتيجه رابطه معلم و والدين با دانش آموزان دچار اغتشاش مي شود.به جاي اينکه از والدين بخواهيم تا آنها را تنبيه کنند بهتر است کاري کنيم تا والدين با امر آموزش فرزند خود درگير شوند.دوري کامل از راهبردهاي تنبيه شايد دشوار باشد. معلمان بايد چگونگي استفاده از روش هاي انضباطي و تنبيه هاي خفيف را بياموزند، در واقع تنبيه بايد بيشتر از آن که واقعي باشد، نمادي باشد. يکي از راههاي تنبيه خفيف استفاده از روش محروم کردن است. به طور مثال وقتي دانش آموزي بامدادش به پشت شاگرد ديگر را که در جلو او نشسته است مي زند، معلم مي تواند آرام به او نزديک شود و مدادش را بگيرد و به او بگويد (مي تواني مدادت را در آخر وقت کلاس از من بگيري)


 1ـ1ـ اجتناب از شوخي:منظور اين است که نبايد با دانش آموزان بدرفتار از عبارات تمسخر آميز استفاده کرد.


2 ـ 1ـ پرهيز از پيش داوريهاي غيرمنصفانه:اولين گام براي پرهيز از اينگونه موارد آن است که معلم بايد صادقانه به آنچه باور دارد اعتراف کند، زيرا اگر آنها را انکار کند نمي تواند دانش آموزان خود را از عواقب ناخوشايند آن دور دارد. پس از آن معلم بايد تلاش کند تا بين دانش آموزان خود تفاوت نگذارد. روابط خصوصي معلم با برخي از دانش آموزان بسيار زيان بار است. زيرا ديگر دانش آموزان را نوعي تبعيض مي شمارند.معلمي که به رياضي علاقه مند است با دانش آموزان علاقمند به رياضي، بيشتر رابطه برقرار مي کند. حال آنکه معلم مسئوليت حرفه ايدارد و بايد با همه شاگردان رابطه داشته باشد.


3 ـ 1 ـ ثبات داشتن و بخشنده بودن :دانش آموزان معلمي مي خواهند که رفتارشان پايدار و قابل پيش بيني باشد. معلمي که يک روز رفتاري دوستانه و روز ديگر رفتاري غيردوستانه دارد، موجب مي شود که دانش آموزان از در ميان گذاشتن مشکلات خود با وي ترديد داشته باشند. حتي دانش آموزي که در روز قبل مشکلي در کلاس ايجاد کرده اند بايد بتواند روز بعد به راحتي به سر کلاس بيايند.


4 ـ 1ـ اجتناب از روابط وابستگي زا:معلماني که به وضوح براي برقراري ارتباط مثبت با دانش آموزان خود تلاش مي کنند، بايد مراقب باشند که يکي از حادترين دشواريهاي وابستگي، وابستگي بيش از حد و اندازه برخي از دانش آموزان به تاييد و تمجيد معلمان است.يکي از راههايي که مي توان به ميزان وابستگي دانش آموزان پي برد اين است که آنها موفقيتهاي خود را به معلم اين دانش آموزان بر اين باورند که علل موفقيت شان بيرون از خودشان است. معلم از طريق ارزش دادن به دانش آموزان به خاطر عملکردهاي مطلوب مي تواند آنها را در شناسايي عوامل اصلي موفقيت خود ياري کند. مثلاً دانش آموزي در جمع کسرها مهارت کسب کرده باشد، معلم مي تواند به او بگويد: (توجه خوب ديروز تو به درس در يادگيري و حاضر جوابي امروزت موثر بوده است)


همچنين دانش آموزي بايد بياموزد تا شکست هايشان را به عدم تلاش و نه عدم توانايي نسبت دهند. اگر دانش آموزي در امتحان شکست خورد، نبايد شکست خود را انکار کند بلکه بايد آن را بپذيرد. اما لازم است آنرا از عدم تلاش خود بداند.


 2ـ مهارت معلمان:  بطور کلي معلماني که در نظر دانش آموزان سخت گيرترند، معلماني که توانايي برقراري سريع نظم را در کلاس درس دارا هستند، معلماني که به طور منظم از کارهاي خود ارزيابي مي کنند، و به آنچه دانش آموز ياد گرفته، در برابر همه آنچه بايد ياد مي گرفت، به درستي واقفند. و به دانش آموزاني که مطالب را در بار نخست ياد نگرفته اند، فرصت فراگيري مجدد را مي دهند، در حرفه معلمي خود موفق ترند.


1 ـ 2ـ آگاهي از مهارتهاي آموزشي و اصول تربيتي: معلم بايد از فنون و مهارتهاي آموزشي آگاهي داشته باشند و تنها ايمان و تعهد ايمان و تعهد، کافي نيست. معلمي که از اين فنون و اصول تعليم و تربيت و مسائل روانشناسي عمومي کودک اطلاعاتي ندارد، ممکن است با اخلاص کامل و با نيت پاک، ولي با يک برخورد حساب نشده و نسنجيده با شاگرد او را به سرنوشتاري تلخ دچار کند.


2 ـ 2ـ تسلط بر درس :اين نيز از وظايف و مهارتهاي معلم است. زيرا معلم نقش تعيين کننده اي در سرنوشت کودکان و شاگردان خود دارد و علاوه بر تاثيرات ايماني و اخلاقي که بر روح و روان ايشان مي گذارد، در بالا بردن توان علمي و شکل دادن به وضعيت فکري آنان نيز بسيار موثر است.لازمه ايفاي اين نقش بسيار مهم، بالا بودن توان علمي و تسلط کامل بر درس تا اولاً، مطالب آموخته شده به شاگردان صحيح باشد و ثانياً هيچگونه ابهامي در مسائل و مطالب آن علم برايشان باقي نماند.


اگر معلم، به صورت عميق بر رشته تعليمي خود تسلط نداشته باشد شاگردان نيز عميق نخواهند شد. معلم براي تسلط بر درس بايد در راه بالا بردن توان علمي خود بکوشد. توقف در يک حد از دانش و آگاهي براي معلم نقص بزرگي است، او بايد بازمان و پيشرفت علوم بر دانش خود بيفزايد.


 3 ـ 2ـ دارا بودن طرح و برنامه درسي :يک عالم موثر در ترغيب شاگردان به فعلايتهاي درس، طرح و برنامه درسي معلم است؛ طرحي که در آن وقت کلاس تقسيم و تنظيم شده باشد، تا به مسائل مختلف همچون پرسش از درسهاي گذشته بررسي نوشته ها و تکاليف شاگردان، ارزيابي آنان به وسيله امتحانات ناگهاني و ...... رسيدگي شود.خوب است معلم طرح خود را براي بچه ها در اولين جلسه مطرح کند که اين امر موجب اهميت دادن بيشتر آنان به ماده درسي خواهد شد.


4 ـ 2 ـ ايجاد انگيزه درسي : يک عامل موثر در بي رغبت بودن از شاگردان به درس رياضيات انگيزه نداشتن است که معلم مي تواند با معرفي درس و شناساندن جايگاه آن درس در بين علوم ديگر و تاثير آن در زندگي، اين انگيزه و هدف را ايجاد کند. اگر شاگردان هدف از يادگيري درس مورد نظر و فايده آن را بداند و بشناسند با رغبت بيشتري آن را دنبال مي کنند.


5 ـ 2ـ لازمه نظارت بر فعاليتهاي کلاس و خارج از کلاس دانش آموزان ارتباط مستمر با آنان است در صورتي که معلم ارتباطي احترام آميز و صميمي با شاگردان داشته باشد، وي را بر امور درسي و غيردرسي خود ناظر خواهد گرفت.علاوه بر ارتباط روحي و معنوي با شاگردان ايجاد ارتباط بين محيط درس و خانه و اجتماع به وسيله تماس  با والدين آنها در نظارت بهتر و دقيقتر معلم موثر است.


 3 ـ شرايط آموزشي و امکانات مطلوب تحصيلي :


عدم امکانات و تسهيلات مطلوب آموزشي يکي ديگر از عوامل افت تحصيلي دانش آموزان است. کمبود معلمان مجرب و توانا در انتقال مطالب و موضوعهاي درس به دانش آموزان، وجود ضعف در روشهاي تدريس و تکيه بر محفوظات، تراکم جمعيت در کلاس، فشردگي برنامه هاي درسي و کمک آموزشي، دوري مدرسه از محل سکونت و دهها مسئله ديگر در مورد شرايط مطلوب آموزشي و امکانات و تسهيلات تحصيلي از عوامل قابل توجه در ايجاد و افت تحصيلي است.


 4ـ ارزشيابي:


ارزشيابي يا امتحان به معلم اين امکان را مي دهد تا در حين آموزش يا بعد از پايان بخشي از کتاب دانش آموزان را ارزيابي کند متاسفانه دانش آموزان امتحان را به عنوان وسيله تهديد کننده يادگيري مي دانند که منجر به اضطراب امتحان در دانش آموزان مي شود. عدم توجه به پاره اي اصول ارزشيابي، منجر به روشهاي غلط ارزشيابي مي شود. که اجراي اين روشها، چيزي جز افت کمي و کيفي تحصيلي به دنبال ندارد.اغلب سوالات فرايندهاي عالي ذهن مانند درک و فهم ما به کار بستن، تجزيه و تحليل، ترکيب و ارزشيابي را مورد تنها سنجش قرار نمي دهند. غالب معلمان در مدارس ابتدايي تنها به پرسش هاي آخر فصل و يا سوالاتي را که خود مطرح مي کنند بسنده مي کنند که اين خود باعث حفظ طوطي وار قسمتهايي از کتاب توسط دانش آموز مي شود.


 5ـ کتابهاي درسي و مواد آموزشي:


هر جا کمبود کتاب و مواد آموزشي وجود دارد پيشرفت تحصيلي پايين تر است. در فيليپين وقتي تعداد کتاب درسي دوره ابتدايي از يک کتاب براي 10 دانش آموز به يک کتاب براي دو دانش آموز تغيير يافت درصد قبولي دانش آموزان از 50 تا 70 درصد طي يک سال تحصيلي افزايش پيدا کرد.در مورد مواد آموزشي امکان دسترسي دانش آموزان به کتاب ها از طريق کتابخانه مدرسه نيز مطرح است، مطالب فولر (1967) نشان مي دهد که هر چه تعداد کتاب هايي که در گوشه اتاقهاي درس قرار داده مي شود بيشتر باشد ميزان پيشرفت دانش آموزان در خواندن بيشتر خواهد بود.


 6 ـ ناهماهنگي برنامه ها و روشهاي آموزشي :


برنامه هاي درسي اگر با نظر کارشناسان و روانشناسان تربيتي تهيه و تنظيم شوند در مطالب به طور واضح خالي از ابهام باشد از عقب ماندگي احتمالي شاگردان جلوگيري خواهد کرد. روش هاي تدريس نيز بايد به تفاوت هاي فردي و شناخت کامل دانش آموزان به کار رود.
 7ـ آماده کردن درس و نمره دادن :


دانش آموزان معلماني که براي آماده ساختن درس و همچنين نمره دادن تکاليف درسي و کار کلاس دانش آموزان وقت مي گذرانند نسبت به معلماني که اين کار را انجام نمي دهند نتايج بهتري کسب مي کنند.


 8 ـ تقويم و ساعات آموزشي :


هر چه کشوري بتواند ساعات مفيد بيشتري را در مدرسه به دانش آموزان اختصاص دهد، در صورتي که متناسب با علائق و روند رشد دانش آموزان باشد، توفيق و موفقيت بيشتري به دست خواهد‌آورد. تعداد روزهاي مفيد سال تحصيلي بين کشورها از 120 روز تا 240 روز در نوسان است و تعداد ساعات آموزشي مي تواند بين 4000 تا 1000 ساعت در نوسان باشد (ماشيني 1370)


تعطيلات سالانه آموزشي در بلغارستان 8 هفته، در گينه نو 9 هفته در فرانسه 16 هفته، در ژاپن 17 هفته، در اندونزي 20 هفته و در کويت حدود 18 هفته و در کشور خورمان ايران 20 هفته است . (زارع، 1374 ص 26)


تکاليف درس نيز مورد اهميت اند. دانش آموزاني که تکاليف درسي بيشتري انجام مي دهند در مقايسه با بقيه موفق ترند.


 9 ـ فضاي کلاس و تسهيلات مدرسه:


 دماي مناسب يکي از ضروريات يک کلاس درس است و در غير اين صورت مي تواند به عنوان يک متغير مزاحم مانع توجه دانش آموزان به معلم و درس شود. بنابراين يک کلاس بايد از دماي مناسب در فصول سال بهره مند باشد. اگر فضاي کلاس براي نشستن و راه رفتن مناسب نباشد، همچنين اگر فضاي کلاس نور کافي نداشته باشد و يا تابلوي کلاس طوري نصب شده باشد که همه به راحتي نتوانند از آن استفاده کنند منجر به افت آموزشي خواهد شد. در مورد نقش تراکم کلاس (تعداد دانش آموزان کلاس) مطالعات نشان مي دهد که در کلاس هاي کم تراکم، موفقيت دانش آموزان بيشتر نيست، مگر آنکه کلاس کمتر از 15 نفر باشد که در اين صورت امکان آموزش انفرادي فراهم مي شود. همچنين مي توان اظهار داشت که ميزان پيشرفت تحصيلي دانش آموزان در کشورهاي صنعتي در کلاس هاي بيشتر از 45 نفر و در کشورهاي در حال توسعه در کلاس هاي بيش از 55 نفر کاهش مي يابد. جالب توجه است که در مقايه تطبيقي انجام شده بين دانش آموزان پايه پنجم 15 کشور، کره با تراکم 60 نفر در کلاس و ژاپن با 42 دانش آموز در کلاس، رتبه اول را به دست آورده اند. بنابراين آنچه در پيشرفت دانش آموزان نقش مهمي ايفا مي کند، تراکم کلاس نيست بلکه چيزي است که در کلاس اتفاق مي افتد. در مورد کلاس اتفاق مي افتد. در مورد کلاس هاي با تراکم بيش از 60 دانش آموز هيچ مطالعه اي در دسترس نيست و به نظر مي رسد که عدد 60 را بتوان به عنوان تراکم حداکثر به حساب آورد، مشروط برآنکه اتاق درس به اندازه کافي باشد و معلم قبلاً با شيوه تدريس در اين گونه شرايط آشنا شده باشد. (ماشيني ، 1370)


 10 ـ انتظارات مدرسه از دانش آموزان:


 بخشي از شکستهاي تحصيلي درس رياضيات و دروس ديگر به ناسازگاري کودکان با توقعات و انتظارات مدرسه ارتباط دارد. در شکستهايي هم که شخصيت دانش آموز منشا اصلي نيست، نقش علت معين را به خود مي گيرد. به بيان ديگر انتظارات مدرسه تاکنون نتوانسته است با برخي از شخصيتهاي کودکان سازگار شود. سازگاري مدرسه با شخصيتهاي کودکان يا نوجوانان بايد از راه ملاقات دانش آموز و معلم و با برداشتن گامهايي از سوي طرفين به جانب ديگر، صورت گيرد و در اين راه (همسويي) ابتکار عمل را در مدرسه در دست گيرد. (لوگال، ترجه شجاع، 1374 ص 8)گاهي علت افت تحصيلي دانش آموز انتظار عدم موفقيت و پيش داوري هاي غلطي است که معلم از دانش آموز دارد، معلم در اولين برخورد با داشن آموزان خود سعي مي کند با پيش داوري هاي خود، آينده تحصيلي آنها را پيش بيني کند.مطالعات نشان داده است که اين پيش داوريها بر ميزان پيشرفت و يا شکست درسي دانش آموزان موثر است. به اين صورت که اگر يک دانش آموز را که نمرات متوسطي از درس رياضيات دارد، به يک معلم مصرفي کنيم و به او بگوئيم تيزهوشان است و نمرات درختاني خواهد آورد، خود اين دادن نگرش در ارتباط و رابطه معلم با دانش آموز تاثير خواهد گذاشت و باعث پيشرفت درسي وي خواهد شد. نتيجه اينکه معلمان بايد از پيش داوري منفي در مورد يک فرد جدا بپرهيزند. زيرا خود اين پيش داوري شايد منجر به شکست او بيانجامد (بيابانگرد، 1378 ص 223)


 11ـ تعويض مکرر معلمان:


 تعويض مکرر معلمان در طول سال تحصيلي و ناتواني بعضي از دانش آموزان به منظور سازگاري با روش تدريس و خصوصيات معلم ممکن است بويژه در مقاطع ابتدايي منجر به افت تحصيلي شود.


12ـ دوري راه مدرسه:


مسافت بسيار زياد بين خانه و مدرسه دانش آموزان و يا طولاني بودن ساعات آموزشي در طول روز باعث مي شود که آنها خستگي بسيار زياد را روزانه تجربه نمايند و اين خستگي به مرور موجب بي علاقگي و دلزدگي آنها به درس و مدرسه مي شود. لذا توصيه مي شود که حتي الامکان نزديکترين مدرسه براي تحصيل دانش آموزان انتخاب شود که برخي بزرگان امروزي گفته اند: نزديکترين مدرسه بهترين مدرسه براي دانش آموز.با توجه به اينکه از ميان کليه عوامل آموزشگاهي فوق معلم بيشترين تاثير را در پيشرفت تحصيلي دانش آموزان و خصوصاً در درس رياضيات آنها ايفا مي نمايد

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم دی 1388ساعت 20:49  توسط م- رمازی  |